مقالات آرشیو خبر ها
ایتالیا دیگر ایتالیا تولید نمی‌کند

ایتالیا دیگر ایتالیا تولید نمی‌کند

کشوری که به آلساندرو دل پیرو و آندره‌آ پیرلو تعلق داشت و چهار عنوان قهرمانی جهان را در کارنامه دارد، امروز از «خودِ واقعی‌اش» فاصله گرفته است.

 

نوشتن درباره ایتالیا با چنین لحنی آسان نیست؛ نه درباره یک تیم ملی معمولی، بلکه درباره کشوری با چهار قهرمانی جام جهانی، پیراهنی که اسطوره سال 1982، سنگینی سال 2006 و خاطره بازیکنانی را بر دوش می‌کشد که خود، معیارهای این ورزش بودند.

 

ایتالیا، زمانی با نام‌هایی چون پائولو مالدینی، فرانکو بارزی، آندره‌آ پیرلو، آلساندرو دل پیرو، جانلوئیجی بوفون، فرانچسکو توتی، دینو زوف و پائولو روسی شناخته می‌شد؛ چهره‌هایی که به تیم ملی کیفیتی ممتاز، شخصیت و اطمینانی می‌بخشیدند که در لحظات دشوار، بازی را حفظ می‌کردند.

 

امروز اما با نگاه به ترکیب این تیم، به‌سختی می‌توان نشانی از آن عظمت یافت؛ به‌جز جانلوئیجی دوناروما و تا حدی ریکاردو کالافیوری. بازیکنان خوبی حضور دارند، اما دیگر آن حس طبیعیِ بزرگی که پیش از شروع مسابقه از پیراهن ایتالیا ساطع می‌شد، وجود ندارد؛ و شاید همین‌جا نقطه آغاز توضیح این افت باشد.

 

ایتالیا برای سومین دوره متوالی از حضور در جام جهانی بازمانده، زیرا به‌نظر می‌رسد از هویت فوتبالی خود فاصله گرفته است. خبرگزاری‌هایی مانند Reuters و AP و همچنین رسانه‌های ایتالیایی، این حذف را یک سقوط تاریخی و نشانه‌ای از تبدیل شدن بحران به یک وضعیت عادی توصیف کرده‌اند.

 

ساده‌ترین تحلیل، مقصر دانستن عواملی چون بی‌تجربگی جنارو گتوزو، فشار، یک شب بد یا نبود مدافعان بزرگ مانند گذشته است؛ اما این‌ها تنها سطح ماجرا هستند. مشکل واقعی عمیق‌تر و در نتیجه خطرناک‌تر است.

 

بحث در ایتالیا دیگر بر سر این نیست که چه کسی مقصر آخرین نتیجه است، بلکه این است که چگونه مکتبی با چنین عظمت، از حضور در سه جام جهانی پیاپی بازمی‌ماند. مسئله، یک تیم شکست‌خورده نیست، بلکه سیستمی است که سال‌هاست در حال فرسایش بوده و اکنون دیگر نمی‌تواند آن را پنهان کند. حذف اخیر مقابل بوسنی در پلی‌آف نیز این واقعیت را تأیید کرد: این سقوط، مقطعی نیست، بلکه ساختاری و تکرارشونده است.

 

برای سال‌ها، تیم ملی ایتالیا خود را بهتر از واقعیت می‌پنداشت. قهرمانی در یورو 2020 همچون پوششی طلایی بر شکاف‌هایی بود که پیش‌تر ایجاد شده بودند. این موفقیت، واقعی اما درمان‌گر نبود؛ افتخار آورد، اما راه‌حل نه. این قهرمانی، خودانتقادی را به تعویق انداخت و همین، نخستین تله بزرگ «کالچو» بود.

 

مشکل اصلی، در تولید و به‌ویژه در تکمیل بازیکنان نهفته است. مسئله این نیست که استعداد وجود ندارد، بلکه این است که این استعدادها مسیر رشد کامل را طی نمی‌کنند. ایتالیا زمانی بازیکنانی با شخصیت، بلوغ تاکتیکی و پختگی می‌ساخت؛ امروز اما اغلب بازیکنانی «خوب» تولید می‌کند که از آزمون‌های سختی که شخصیت می‌سازد عبور نکرده‌اند.

 

به همین دلیل، انتقاد اسطوره‌های سابق تنها متوجه کیفیت استعداد نیست، بلکه متوجه نحوه استفاده از آن است: ترجیح بازیکن آماده به بازیکن قابل‌توسعه؛ انتخاب راه‌حل کوتاه‌مدت به‌جای سرمایه‌گذاری بلندمدت. در نتیجه، مشکل فقط در خروجی نیست، بلکه در محیطی است که این بازیکنان در آن رشد می‌کنند.

 

در این میان، نقش سری‌آ نیز قابل‌توجه است. طبق آمار فصل 2025‐2026، از 534 بازیکن این لیگ، 366 نفر خارجی هستند؛ یعنی حدود 68.5 درصد. مسئله، حضور بازیکنان خارجی نیست، بلکه محدود شدن فرصت، زمان بازی و فضای رشد برای بازیکنان ایتالیایی است.

 

در نتیجه، بازیکنان ایتالیایی کمتر بازی می‌کنند، کمتر تجربه کسب می‌کنند و کمتر در معرض اشتباهاتی قرار می‌گیرند که برای بلوغ ضروری است. بنابراین، وقتی به تیم ملی می‌رسند، بازیکنان خوبی هستند، اما نه بازیکنانی کامل در سطح بین‌المللی.

 

یکی از دردناک‌ترین ابعاد این بحران، فقدان «رهبران» است. مسئله فقط نبود یک مدافع خوب نیست، بلکه نبود آن شخصیت‌هایی است که زمانی هویت ایتالیا را شکل می‌دادند. امروز نه مالدینی، نه پیرلو، نه دل‌پیرو و حتی نه چهره‌هایی در سطحی پایین‌تر اما تأثیرگذار مانند لوکا تونی یا دنیله ده‌روسی دیده می‌شوند.

 

تیم فعلی بیشتر به مجموعه‌ای متکی است که فاقد آن فردی است که در لحظات بحرانی، شخصیت و اقتدار را تحمیل کند؛ و این، تفاوتی اساسی است. تیم‌های بزرگ، تنها با تاکتیک ساخته نمی‌شوند، بلکه به «شخصیت فوتبالی» نیز نیاز دارند.

 

این بحران در سطح باشگاهی اروپا نیز مشهود است. عدم حضور تیم‌های ایتالیایی در مراحل پایانی لیگ قهرمانان اروپا و لیگ اروپا و باقی ماندن تنها فیورنتینا در جمع هشت تیم لیگ کنفرانس اروپا، نشان می‌دهد که مشکل فراتر از تیم ملی است و کل ساختار فوتبال ایتالیا را دربرگرفته است.

 

از منظر زیرساختی نیز وضعیت نگران‌کننده است. بین سال‌های 2007 تا 2024، در اروپا 226 ورزشگاه جدید ساخته شده، اما سهم ایتالیا تنها 6 ورزشگاه بوده است. میانگین عمر ورزشگاه‌ها در سری‌آ 56 سال و در سری B به 74 سال می‌رسد؛ آماری که به‌وضوح نشان‌دهنده عقب‌ماندگی در سرمایه‌گذاری و توسعه است.

 

این شرایط، به معنای رشد کندتر، درآمد کمتر، انعطاف‌پذیری پایین‌تر و محیطی نامناسب‌تر برای پیشرفت باشگاه‌ها و بازیکنان است. به بیان ساده، ایتالیا تلاش می‌کند فوتبال مدرن را با زیرساخت‌هایی متعلق به گذشته دنبال کند.

 

نگران‌کننده‌تر از همه، تکرار این روند است: حذف در سال 2018 یک شوک بود، 2022 ضربه دوم، و 2026 اکنون به یک الگو تبدیل شده است. وقتی یک اتفاق سه بار تکرار می‌شود، دیگر نمی‌توان آن را بدشانسی نامید؛ بلکه باید آن را «افول» دانست.

 

افولی واقعی و عمیق، هرچند نه لزوماً دائمی. ایتالیا همچنان در نام، تاریخ و خاطره بزرگ است، اما دیگر در حال حاضر یک قدرت بزرگ فوتبالی محسوب نمی‌شود؛ و این شاید تلخ‌ترین واقعیت برای کشوری است که روزی به جهان، هنر پیروزی را می‌آموخت.

 

و به این ترتیب، به جمله‌ای می‌رسیم که شاید برای معیارهای فوتبالی این کشور، نوعی تابوشکنی باشد، اما واقعیت را توصیف می‌کند:

 

ایتالیا دیگر «ایتالیا» تولید نمی‌کند.

«به اشتراک گذارید»
Google+ Twitter Facebook
حسین صالحی
حسین صالحی«مدیر سایت»
ارتباط با نگارنده: